.


برگردان و خلاصه: زارا مجيدپور ٣١ فروردین ١٣٩١ |
تابيتا، ده سال رياست دهکده "ها- فالونا" را بر عهده داشت، اما در سال 2009 توسط بستگانش از آن مقام خلع شد. "زن"بودنش،عامل خلع او از رياستش عنوان شد. "اونا ميگند من نمی تونم رييس دهکده باشم چونکه زن هستم وازدواج هم نکردم." اين مطلب را تابيتا در ديدارمان در "وست رند" جايی که کارفرمايانش زندگی می کنند بيان می کند. در سال 1998 پدرش درگذشت و بعد از او مادرش وظايف همسرش را بر عهده گرفت اما او نيز چندی بعد بيمار گشت و از زمان به بعد تابيتا عهده دار مسئوليت و وظايف او گشت. "پدر من سه دختر داره، دوتای اونا ازدواج کردند و من تنها کسی هستم که در خونه ام. اون زمون کسی گله و شکايتی از اون چه مادرم و من انجام ميداديم نداشت." تابيتا می گويد که پدرش اموال خود را به پسر او به ميراث گذاشته است، پسری که در سال 1993 به دنيا آمد و انتظار می رود که زمانی به عنوان رييس دهکده ايفای وظيفه نمايد و تا آن زمان مادرش عهده دار وظايف اوست. از جمله اين وظايف می توان به ضبط و ثبت زاد و ولدها و مرگ ميرها، نظارت بر گله های گاو، اختصاص زمين به ساکنين و مسائل مربوط به امور کشاورزی و مراسم کفن و دفن اشاره نمود. مرگ مادر و آغاز مشکلات تا هنگامی که مادرش زنده بود، روستاييان با رياست يک زن مشکلی نداشتند اما مرگ او در سال 2008 آغازی گشت بر سر راه رياست تابيتا. بنا به استدلال برخی از وابستگان پدريش، جنسيت و هم چنين عدم ازدواجش مانع از آن است که مقام رياست به فرزند او منتقل گردد زيرا که تولد فرزندش خارج از زناشويی صورت گرفته است. تابيتا می گويد که اگر حمايت رييس منطقه از او نبود مساله رياست بر دهکده را پيشترها رها می نمود. او می افزايد: "رييس به من گفت که من بايد کارمو ادامه بدم و نبايد مردمو ترک کنم. به اين دليل که اون حامی بزرگ من بود منم به کارم ادامه دادم، چون نمی خواستم اونو از خودم نااميد کنم." انجام کارهای که تابيتا از آنها سخن می گويد حقوق و دستمزدی را برای او به همراه نداشت. "فکر می کنم دو سالی بدون هيچ دستمزدی کار کردم که اين بی دستمزدی وحشتناک بود. اون موقع کسی از من حمايت نکرد. من و بچه هام و بچه های خواهرم تنها بوديم." تابيتا، تنها خواهر بازمانده از سه دختر است که سرپرست هفت فرزند از جمله دو فرزند خود را برعهده دارد. در سال 2009 وابستگان تابيتا، مردی به نام "موتا فالونه" يکی از بستگان نسبی که در روستای ديگری زندگی می کرد را جايگزين او نمودند. "ماله فتسانه سوآی" 29 ساله که در روستای "فا- لوآنه" زندگی می کنند در اين باره می گويد: "سراسر دوران کودکی من، مادر تابيتا رييس دهکده بود. من بين او و رييس مرد فرقی نمی ديدم. مشاورهای مرد او رو احاطه کرده بودند و اگه مشکلی به وجود می اومد اونها اونجا بودند. مردم به اون احترام می گذاشتند و کسی جرات نداشت رياست اونو به چالش بکشه. وقتی دختر او به رياست رسيد ما به او هم احترام می گذاشتيم." وکيلی از فدراسيون وکلای زنان در ماسرو پايتخت لسوتو توضيح می دهد که اگر چه در سالهای اخير اصلاحاتی درمورد قانون رياست چون جايگزينی زن بعد از مرگ همسرش صورت گرفته است اما در صورتی که رييس، فاقد فرزند پسر باشد رياست بعد از او به دخترش منتقل نمی گردد." تابيتا برای تامين مايحتاج فرزندانش مجبور به ترک سرزمينش شد. پيشترها او از راه کشت ذرت در زمين پدری امرار معاش می نمود اما با تغييرات نامنظم جوی و بدی آب وهوا کاشت محصولات کشاورزی با مشکلات زيادی روبرو گشت. "تصميم به ترک خونه ام گرفتم. وقتی اونجا کار می کردم پولی در نمی آوردم. بچه هام چيزی برای خوردن نداشتند، چيزی برای پوشيدن نداشتند." در حالی که تابيتا در ژوهانسبورگ کار می کند فرزندانش در لسوتو به سر می برند. او برای آنان پول غذايشان را می فرستد و هزينه تحصيلشان را فراهم می نمايد.. "اين پول کافی نيست اما حداقلش اينه که اونها چيزی برای خوردن دارند.و پولی برای هزينه های مدرسشون." اگر چه هر روز تابيتا از طريق تلفن با فرزندانش گفتگو می نمايد اما او دلتنگ آنان است و نگران مردم روستايش و اميدوار است که روزی به خانه اش بازگردد. v |


| مصاحبه زارا مجيدپور با پيتر دريک ايس، نويسنده و هنرپيشه معروف آفريقای جنوبی, ٢٤ اسفند ١٣٩٠ |
اويتا با دكتر بسيدن هوت ازدواج كرد و دارای سه پسر با نامهای دی کاک، ايزآن و بيلی جين است. بيلی جين با لئوری ماكوئلی ازدواج نموده و صاحب سه فرزند سياه پوست است. ايزآن، عضو فعال "ای دبيليو بی"(1) است و پسر ديگرش دیكاک، با جنبش آزادی همجنسگرايان همراهی می کند. اويتا بسيدن هوت برای کمک به ارتقای جايگاه زنان در قرن بيستم، برنده جايزه ميراث زنده سال 2000 در سان ديگو شد. مادر ترزا و هيلاری كلينتون از برندگان پيشين اين جايزه می باشند(2). اويتا كيست و چه كسی پشت سر اوست؟ پيتر دريک ايس، خالق خاله اويتا است. او بازيگر، نويسنده و فعال در زمينه اچ آی وی/ ايدز می باشد. ايس در سال 1945 در شهر کيپ تاون به دنيا آمده و از اواسط 1960 در تئاتر مشغول می باشد. او ايستگاه قطار قديمی دارلينگ کيپ تاون را به نمايشخانه ای با نام "اويتا دپرون" تبديل نمود و خود نيز در آنجا زندگی می کند(3). برای درک و لذت بردن از نمايش های پيتر دريک ايس لازم نيست كه يكی از اهالی آفريقای جنوبی بوده و يا با شوخ طبيعی های منحصر به فرد مردم آن سرزمين آشنا بود. ايس برای سخن گفتن با مخاطبانش از مليتها و نژادهای مختلف روش خاص خودش را دارد. این امر در مصاحبه ای که اخیرا با او داشتم، کاملا مشهود بود. اويتا بسيدن هوت در دهههای اخير يكی از مشهورترين چهرههای سياسی زنان در آفريقای جنوبی بوده است. چه عاملی شما را ترغيب نمود تا نقش يك شخصيت زن را ايفا نمائيد؟ در دورانی كه سانسور ما را به ضرب ترس وادار به سكوت کرده بود، اويتا در سال 1978 به عنوان وسيله ای برای بيان واقعيت خلق شد. همچنين پوشيدن لباس زنانه توسط يک مرد توجه مخالفان را جلب می نمود که البته اين عمل در آن زمان غيرقانونی بود. تصور میكنم اين مساله توجه – دولتمردان- را از آنچه برروی صحنه گفته میشد منحرف می نمود که البته اين کار سرگرم كننده هم بود. اويتا در زمان مناسبی به روی صحنه آمد. جرايد نيازمند آن بودند تا كمی از تنشهای موجود رهايی يابند و از همين رو سرمقاله هايشان را با اين شخصيت پوشش می دادند. عموم مردم او را دوست داشتند، اما او از من متنفر بود. او در سويی قرار داشت که می توانست از دولت آپارتايد انتقاد نمايد. - شما نقش زنی را با يک شخصيت قوی ايفا میكنيد كه سياست های دوران حكومت آپارتايد و دولت كنونی را مورد انتقاد قرار می دهد. در دوران فعاليت تان با چه مشكلاتی مواجه شديد؟ ايفای نقش هميشه مشكلاتی را خلق میكند. اين واقعيتی است كه اگر چه اجرای اين نقش ها کار خطرناکی به نظرمیرسيد، اما اجرای آن را جالب و هيجانی مینمود. بهخاطر داشته باشيد كه من يک مرد سفيدپوست آفريکانر- هلندی تبار آفريقای جنوبی- بودم. اگر سياه پوست بودم، بیگمان كشته میشدم. من مورد سانسور، تحريم، توهين و شماتت قرارگرفتم و در بسياری از موارد توسط سفيدپوستانی پشتيبانی شدم كه خواستار خاتمه حكومت تبعيض نژادی در آفريقای جنوبی بودند. - اگر شما رييس جمهور آفريقای جنوبی شويد، چه كار خواهيد كرد؟ آرزو میكنم كه هرچه سريعتر از آن كابوس رها شوم!
اين کار به سال 2001 باز می گردد؛ زمانی كه رييسجمهور وقت آفريقای جنوبی "تابو امبکی"، وجود بيماری ايدز را انکار نمود و بدين ترتيب گيجی و ترس بيشتری را آفريد. اچ آی وی/ ايدز به آپارتايد جديدی تبديل شد. فکر میكردم با رفتن به مدارس امكان مواجهه با افرادی فراهم میشود كه تا كنون وارد زندگی جنسی و اين قبيل مسايل نشده بودند. استفاده از زبان طنز وشوخی بدان معنا بود كه بچه ها به ترسهايشان بخندند و به گفته هايم گوش فرا دهند. همچنين من از کلماتی استفاده می کنم كه پيش از آن هرگز در تالار مدرسه شنيده نشده بود، اما به محض این كه آنها در می يابند كه ميدان مين كجاست - انجام عمل جنسی- حقايق را دنبال می کنند. اين کار آزاد است، بنابراين هيچ كسی در دولت نمیتواند مرا به لغو و حذف كمكهای مالی به مدرسه تهديد نمايد. - شما مصاحبه ای با نلسون ماندلا داشتيد که يکی از برجسته ترين چهره های جهان و يكی از محترمترين مردان روزگار ماست. زمانی كه او به شما گفت "تو يكی از قهرمانان من هستی" چه احساسی داشتيد؟ آن مصاحبه در تلويزيون – البته اين اويتا بود كه مصاحبه را انجام داد- مصاحبه ی چشمگيری بود. ماندلا با انجام مصاحبه موافقت کرد و گفت که حرف مهمی برای گفتن دارد. از همين روی- در ساعت پخش مصاحبه- هيچ كسی اخبار را نگاه نمیكرد و به جايش مردم مصاحبه اويتا را تماشا كردند. در آن برنامه اويتا از نلسون ماندلا خواست که به مناسبت سال نو، 1996، پيامی به مردم بدهد. او از مردم خواست که از نيروی پليس تازه تاسيس که ترکيبی از نژادهای مختلف بود و افرادش روزانه آسيب می ديدند يا به قتل می رسيدند، پشتيبانی نمايند. اين کارش زيرکانه و هوشمندانه بود و بنا به گفته خودش، از يک بليط درجه اول به بهشت نیز بهتر بود.
- ميراث پيتر دريک ايس چيست؟ به فردی كه از ابراز عقيده اش میترسد خاطرنشان می كنم كه حقيقت را بگويد، اعمال ضدانسانی را زير سوال ببرد يا به ترس خود بخندد. در يك جامعه دموکراتيک هرچيزی ممكن است، خوب و بد، حداقلش اين است که يک مقام مسئول وجود دارد. از مواجه شدن با ترس روی برنگردانيد و با طنز و شوخی به عنوان سلاحی بسيار قدرتمند زندگی کنيد. پی نوشت: 1-Afrikaner-Weerstandsbeweging (AWB)، ای دبليو بی، به معنی "جنبش مقاومت آفريکانر" است؛ جنبش دست راست افراطی در آفريقای جنوبی که در دهه های هشتاد و نود ميلادی طرفدارانی داشت. باورهای اعضای اين جنبش با حزب نازی آلمان مشابهاتی داشت. |

ta. He is a South African actor, author and HIV/AIDS activist. Uys was born in Cape Town in 1945 and has been in the theatre since the mid 1960s. He lives in Darling, where converted the old railway station into a cabaret venue called Evita Se Perron.(2)